جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

46-حال هوای قبل از عید

1391/12/22 17:50
نویسنده : 💚رستا💙
1,161 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام جوجوی من ، سلام همه ی زندگیم ..niniweblog.com.
عزیزم ، دیشب یه  مقدار کمی به اندازه ی چندتا لک خونریزی داشتم اما امروز قط شده... منم که سری تا هر اتفاقی میفته هول میکنم به خانم دکترت زنگ زدم که گفت مشکلی نیست و باید استراحت کنی ... بهم میگه تا اونجائی که ممکنه باید سعی کنی دراز بکشی و کمتر راه بری و جنب و جوش داشته باشی....
خیلی سخته....
مخصوصا که الان ایام نزدیک عید و چهارشنبه سوریه و منم دوست دارم مثل همه برم برای خرید و گشت و گذار اما به خاطر گل روی شما تحمل میکنم ، در آینده حسابی باید جبران بنماییی این روزارو!!!Champagne
خلاصه امروز صبح دگه طاقتم طاق شد و رفتم سراغ داداش آیدین (بیچاره همش داره درس میخونه ...، قبلنا خیلی با دوستاش بیرون میرفت اما الان استرس کنکور اومده سراغش  )
ازش خواهش کردم که بندرو با ماشین ببره پاساژ سپهر تا ی کوچولو خرید کنم .
از شما چه پنهون میخواستم تا برای آقا رادین ی هدیه ی ناقابل بگیرم،
البته خوشمل من ، مامان رستا گواهینامه داره اما چون نشسته پشت رل و از رانندگی تو ایران خصوصا تهران خیلی وحشت داره واسه همین نمیشینه! وگرنه مامانتو دست کم نگیر چون فردای ۱۸ سالگیش اولین کاری که کرد این بود که با بابایش با هم رفتن آموزشگاه دریا ثبت نام کردن برای گرفتن گواهینامه
امتحان آیین نامرو بار دوم قبول شدم 
 امتحان شهر رو بار سوم
ولی خودمونیما هرچی بلد بودم همش پریده از سرم....
در عوض جناب  آیدین  خان از ۱۳ سالگی پشت  ماشین بابا مامانم بزرگ شده و دست فرمونی داره که.... هزار ماشالله هرچی تعریف کنم کمه.niniweblog.com...

خلاصه آیدین عزیزم .منو برد پاساژ سپهر و از مغازه ی لوازم ورزشی اونجا ، یه بلوز آستین کوتاه مارک پوما به رنگ سرمه ای و سفید خریدمFlower.
البته با زرنگی تمام که آیدین بو نبره که رادین داره میاد!!!!
خیلی ذوق زدم!!!!!!!!niniweblog.com

دیگه اینکه ماهی عید هم خریدیم !!!
ای جانم!!! عکسش رو میزارم!!!
خیلی دوسشون دارم
قرمز و نارنجی !!
قرمزه نره!!!!
نارنجی یه مادست!!
راستی آجیل هم امسال نمیخریم!
امروز هم با گندم اقدام کردم برای درست کردن سبزه ی عید ... البته قبلش نیت کردم کلیniniweblog.com!

 

 

مهمونای عیدمون!!!!!!
ببین چه جیگلن البته تنگشون کوچیک بود عوض  کردیم انداختیم تو ی ظرف گودتر 

اینم سفره ی هفتسین البته بدون سبزه ... هنوز کامل نیست ... عکس کاملش رو بعدا میزارم!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان حمید کوچولو
23 اسفند 91 1:06
رستاجون بهت حق میدم منم تو آخر سه ماه لک دیدم بآستراحت رفع شد. خوب بودم تا آخر ماه شش
از اول هفت تاروز زایمان لکه بینی داشتم مردم تا این ووروجک به دنیا اومد همش تواسترس بودم الان که یادم می افته از بارداری میترسم هههه.بآستراحت اوضاعم بهتر بود زیاد ورجه وورجه نکن تابهتر بشی.اگه دیدی قطع شده بازم مراقب باش چون من تو ماه شش زیاد میرفتم بیرون وپیاده روی میکردم به خاطر همین اون بلا سرم اومد
اما تو نترس ایشالا همه چی به خیرو خوشی میگذره


مرسی مامان حمید جون ،خیلی لطف کردی ، چشم حتما مواظبم ، امیدوارم که همه چی خوب پیش بره، شما هم حمید تپلی نازتون رو ببوسید
مامان هدیه
23 اسفند 91 6:59
سلم عسیسم...خوبی؟
اینقده از این ساده و زیبا نوشتنت خوشم میاد
همه چی رو رک و پوست کنده میگی...خوش به حال نی نیت


مرسی مامان مهربون، همیشه لطف داری بهم
زهرا(ترنم عشق)
23 اسفند 91 19:05
رستا جونم مامان شدنه و این از خود گذشتگی هاش


واقعا
شیدا
23 اسفند 91 21:34
سفره هفت سینم چیدیمن هنوز نصف کارام موندهبا اعتماد به نفس کامل تازه پرده هم سفارش دادم


هنوز وقت هست ، من یکمی زود دست به کار شدم!!!
زهره
23 اسفند 91 22:09
چه زود عید اومده خونتونعیدتون مبارک





مرسی زهره جونم . عید شما هم مبارک!!! سال خوبی باشه واسه همتون
من
24 اسفند 91 9:31
سلام اول از همه به سلامتی ..دوما ان شالله سالی پر برکت داشته باشید
مرجان(مادر آینده)
24 اسفند 91 23:09
رستاجون پیشاپیش سال نوت مبارک انشالله سال جدید وبایه نی نی ناز تپولو ؛خشجیل ومشجیل درآغوش پرمهر مادر نازی مثل تو در کنار همسرت را با خوشی شروع کنی مواظب خودت باش عزیزم.


مرسی مرجان جون، توروخدا خجالتم نده
مرسی بابت دعات،
ایشالا تو هم امسال به تمام خواسته هات برسی عزیزم
یاسمن
25 اسفند 91 12:00
سلام رستای نازم خوبی؟جوجو خوبه؟عزیزم منم شمالیم ولی بعد اشنایی با اقایی توی دانشگاه شمال و ازدواج عشقولانه واسه زندگی اومدم توی شهر اقایی یعنی کرمانشاه.اینجا خیلی پرسو جو کردم تا این دکترو پیدا کردم اما واقعا معرکه بود تا حالا همچین دکتر سونوگرافی لا حوصله ای نده بودم اگه بخوای بهت ادرس میدم گلم اما وقتی توی مطب بودم شنیدم که توی تعطیلات تعطیله تا 18فروردین.اما عزیزم شما دکترتبهت اجازه داد بری مسافرت؟من مشکلم همین بود مثل شما جفتم پایینه اما اصلا شکر خدا خونریزی نداشتم اما دکترم با اینکه گفتم با ماشین شخصز حتی دراز کشو هر چند ساعتم صبر کنیم اجازه نداد برم شمال.کاش شمام مواظب باشی اگه واجب نیست نرو گلم.اما بازم بایه دکتر خوب مشورت کن،پایین بودن جفت در صورت استراحت خطری نداره فقط زایمان طبیعی نمیتونی داشته باشی خب بهتر نه؟بهت گفت خم شدن و نشستن زیاد ماشین سوار شدن و نزدیکی ممنوع.حتما هم ازتوالت فرنگی استفاده کن.من اینارو میدونستم که برات نوشتم سوالی داشتی در خدمتم.خواستی واسه سونوگرافی من تلفنی بازم برات سوال میکنم که توی عید هست یا نه خبرم کن عزیزم.دوست دارمآاااااااااااااابوس
مامان فرشته کوچولو
25 اسفند 91 15:16
به به چه مامان زرنگی سفره هفت سینشم آمادست از الان دوستم از نی نی چه خبر رفتی آز غربالگری ؟


۲شنبه وقت دارم . حتما خبرشو بهتون میدم
زینب مامان فرشته آسمونی امیرعباس
25 اسفند 91 15:24
سلام عزیزم ...
انشالله نی نی نازت و تو سال جدید صحیح و سالم بغل کنی عزیز دلم


مرسی زینب جون ، ایشالله به حق همون زیارتی که رفتی خدا امسال ی نینی خوشگل بهت بده که همیشه کنار مادر مهربونش موندگار بشه
عمه حدیث خوشگله
25 اسفند 91 22:31
سلام رستا جان
چقدر تو این پست اتفاقات جدید رخ داده بود
همه رو خوندم عزیزم
دور ازهمه ی این حرف ها حالت چطوره دوست خوبم!!! حالت جوجوت چطوره؟؟؟
انقدر دوست دارم زودی بگذره تا نی نی ات به دنیا بیاد
یه بچه ی سالم و نازو توپولی
مراقب خودت باش رستا جان


مرسی دوست خوبم از این همه محبتت ، خوبم ، بد نیستم ، ۲شنبه وقت از غربالگری و سونو دارم ، واسم دعا کنید که همه چی خوب پیش بره!
مرسی از این همه لطفت عزیز دلم!
حدیث نازنازی رو هم ببوس ، ایشالا خدا ی جوجوی ناز هم ی روزی به خودت بده دوست خوبم